اسم من از یاد تو رفت ، ای آنکه در آینه ای ، این چهره خسته منم
این آه سینه سوز من ، دیوار سرد فاصله ست ، بین من و هم سخنم
سکوت تو یه فاجعه ست ، برای هم صدای تو
شکست در گلو چرا ، تنین نعره های تو! 
ای خدا... دلم از هر چیز پره...
پرم از گریه و اشک هایی که تو گوشه های گلوم قایمون کردم که معلوم نشن...
پرم از ترکهایی که روی وجودم رو گرفته اما زیر انگشتهام قایمون کردم...
ای کاش همه چیز مثل یه سکوت با یه صدای کوچیک می شکست...
اما شکستنی ها این میون فقط منم...
فقط من......
..... 
شکست لحظه لحظه ام ، یه عادته برای تو
برنده نگاه من ، اسیره در هوای تو
چرا تو که خود منی ، سکوت تو نمیشکنی
به من بگو چه میکشی ، تو قاب سرد آهنی........... 